(love for life(just love
بنام خداونی که خود اغازگر و پایان عشق بود!
واژه های ایستاده در صفِ ســ ـکوت !! به حنجره ام فشار می آورند، خفه می شوم اگر کمک نکند فریــــ ـاد
نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت
12:35 توسط katayon|
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،
سفری بی همراه،
گم شدن تا ته تنهایی محض،
یار تنهایی من با من گفت:
هر کجا لرزیدی،
از سفرترسیدی،
تو بگو، از ته دل
من خدا را دارم...
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت
16:39 توسط katayon
| Design By : Pars Skin |

